تبليغاتX
عکسها وخاطرات من- سجاد ابراهیمی
خاطرات و عکسهای زیبای من- سجاد ابراهیمی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:7  توسط سجاد ابراهیمی  | 

عصر يک جمعه  دلگيردلم گفت بگويم،

بنويسم:

که چرا عشق به انسان نرسيده است؟

چرا آب به گلدان نرسيدست...وهنوزم که هنوزاست غم عشق به پايان نرسيدست؟

بگو حافظ دل خسته زشيراز بيايد،بنويسد که هنوزم که هنوز است چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست؟

چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست؟

عصر اين جمعه دلگير وجود تو کنار دل هر بيدل آشفته شود حس،تو کجايي گل نرگس؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 23:53  توسط سجاد ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 3:25  توسط سجاد ابراهیمی  | 

عكس 2ساله من

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:6  توسط سجاد ابراهیمی  | 

 

نظر میدین یا بزنمتون؟ ها

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:2  توسط سجاد ابراهیمی  | 

در غدير خم , نبى خشت از سر خم برگرفت ----- خشت از خم ولاى ساقى كوثرگرفت

از خم خمر خلافت در غدير خم بلى ----- ساقى كوثر ز دست مصطفى ساغر گرفت

گوش گردون گشت كر از هاى و هوى مى كشان ----- كز مى حب على امروز مستى درگرفت

يك طرف شورى بپا سلمان كند عماروار ----- يك طرف ميخانه را مقداد چون بوذرگرفت

دوستان را گاه شادى شد به رغم دشمنان ----- خواجگى خواجه قنبر ز دل غم برگرفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 1:12  توسط سجاد ابراهیمی  |