|
خاطرات و عکسهای زیبای من- سجاد ابراهیمی
|

بنويسم:
که چرا عشق به انسان نرسيده است؟
چرا آب به گلدان نرسيدست...وهنوزم که هنوزاست غم عشق به پايان نرسيدست؟
بگو حافظ دل خسته زشيراز بيايد،بنويسد که هنوزم که هنوز است چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست؟
چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست؟
عصر اين جمعه دلگير وجود تو کنار دل هر بيدل آشفته شود حس،تو کجايي گل نرگس؟



![]()
![]()
![]()
![]()
نظر میدین یا بزنمتون؟ ها
در غدير خم , نبى خشت از سر خم برگرفت ----- خشت از خم ولاى ساقى كوثرگرفت
از خم خمر خلافت در غدير خم بلى ----- ساقى كوثر ز دست مصطفى ساغر گرفت
گوش گردون گشت كر از هاى و هوى مى كشان ----- كز مى حب على امروز مستى درگرفت
يك طرف شورى بپا سلمان كند عماروار ----- يك طرف ميخانه را مقداد چون بوذرگرفت
دوستان را گاه شادى شد به رغم دشمنان ----- خواجگى خواجه قنبر ز دل غم برگرفت